- 13:42 1405/5/1
- میسو
فینگلیش
این زبان انگلیسی داستانی شده. من تو مدرسه کلاس زبان میرفتم و زبانم خیلی خوب بود. اول دبیرستان رها کردم و افتادم تو ریاضی فیزیک ملعون. بهرحال. یه دوره کنکور زبان دادم همچنان دوست داشتم زبان رو خیلی بیشتر از ریاضی اما کمتر از هنر. هرچند زبان نخوندم دانشگاه. الان همیشه روتین دارم اما هیچوقت تموم نمیشه. نمیدونم مشکلم باهاش چیه. گاهی فکر میکنم چون خودمو قاطی زبان های دیگه کردم نسبت به انگلیسی حس خوبی ندارم. خب الان بایدیه. این کاریه که امسال باید بکنم. حداقل تسلط در نوشتار. لولم متوسطه. تو لغت خوبم خیلی چیزها رو بلدم اما یادم رفته. نمیدونم چرا رغبتی ندارم بشه.
یه چیزی میگم اما زیاد یا آلمانی هم حال نمیکنم. در حد لغت سازی خوشم میاد.
نمیدونم دیگه هرچیزی که نرمال و خوبه من دوست ندارم.
خونه تنهام و دارم زندگی میکنم. فکر کنم آرزوم داره این میشه. تنها زندگی کردن.
وقتی میبینم تنهایی کیفیت زندگیم فرق داره چطوری خودمو گول بزنم؟