- 23:18 1405/4/10
- میسو
اسنپ میگه نمیخوای نسخهی ارتقا یافته رو بببینی؟
گوگل پلی آلارم میده.
دولینگو تهدیدم میکنه چون چندروز پیش به ازای برگشتنم بهم ۱۳۵ روز استریک داد که من ۱۳۵ روز واقعا اونجا بودم ولی نبودم.
من کتابخونه بودم خونه بودم مصاحبه بودم کافه بودم جلوی در منتظر بودم ولی تو دولینگو نبودم.
امروز چنگ زدم که وای افکار مغشوشم محال بدهید و سریال شروع کردم. اخیرا نمیتونم سریال بببینم اگر بببینم جلو میزنم جلو جلو. نه حتی روی دور تند.
از قضا سریال چیزی بود که دست زد نمیتونم بزنم. سریال یادداشت های ردیف آخر،در باب نویسنده میانسالی که دستاورد ادبی نداشته و برای افتخار افرینی در این مقام استاد تصمیم میگیرد دانشجوی مستعدش را وادار به نوشتن کند اما در این مسیر اتفاقات غیر منتظره میافتد.من نمیتونم دست رد بزنم به فیلم و سریالی که حتی یکم راجعبه نوشتن باشه.
در انتهای این یادداشت به کودکی برمیگردم. نمیدانم چرا به ساعت هشت شب فکر میکردم به غذا خوردن و تلویزیون دیدن. فکر میکردم بهترین زمان زندگی یا حداقل زمان ویژهای باشد.
در حال حاضر نشستم و دارم به بی ملاخظگی های مادرم نگاه میکنم.
وقتی pms هستم وسواس ذهنی بیشتری میگیرم. تمام دیشب به این فکر کردم که از نقش والد مادرم بودن خسته ام. چه برسد والد یک کودک. مادرم حق کودک را خورده.