لیلیت

لیلیت

بقیه وبلاگ هامو هم بخونید.

تراکنش ناموفق

  • 14:37 1405/4/14
  • میسو

دوست داشتم برای د بنویسم. اما حتی نمی‌دونم دقیقا چی و خطاب به کی؟ احتمال میدم به کی؟

مردی جذاب تره که چنگ بزنه یا مردی که هارمونیکا. هردو درگیر دستن اما من هارمونیکا رو میپسندم چون دست ها رو به وضوح میبینم.

امروز خیلی خسته‌ام دیروز هم خیلی خوابیدم. راستش دارم عادت شب بیداری پیدا میکنم. مدتیه کافئین نمی‌خورم و اینقدر روی بدنم لاجونم اثر گذاشته ترکش که نمیدونید. حالا هر روز هم نمی‌خوردم یا زیاد.

قسمت آخر یادداشت های ردیف آخر رو دیدم تو پرم خورد چون اون چیزی که اولین بار اومد تو ذهنم رو خیلی جدی نگرفتم. حتی از شهودم اینقدرم استفاده نمیکنم. اونوقت با عشق فراوان تابستان بی پایان رو شروع کردم اما تا بیست و چند هم که رفتم دیدم چرا این‌قدر کشش کمه. داستان اذیتم کرد. میدونی اون مرحله خواستم و نرسیدن اینا به جوری بود هیچ رقیب و مانعی نبود چندان و این دوتا همش میدونستن همو دوست دارن

 سریال کره‌ای چینی اینجوریه که طرف ممکنه فقط صورتش رو نزدیک صورت پارتنرش ببره و تو قلبت پروانه‌ای بشه. راستش شد اونم اوایل که مدرسه میرفتن. بعد همه چی جوری بود که دیگه ادامه ندادم فقط چند قسمت مونده بود تموم بشه. حقیقتا دوره بزرگسالی شوم حتی بوسه و رابطه شون اندازه یه رمان با سریال یوتیوب برام جالب نبود .

بعدتر از بیخوابی به مینی سریال یوتوبی دیدم. اسمش کراش دبیرستان بود و ادیتور ها به قسمت رو توی یه قسمت اشتباهی لینک کرده بودن اما بد نبود

 انتظار اثر فاخر نیست. شما فکر کن داری رمان زرد عاشقانه می‌خونی.

بهرحال روز خوبی نیست برای اینکه مامانم تو مخم بره اما می‌ره مثل متتته. دیشب قبل خواب داشتم فکر میکردم حتی دوست ندارم برای قرار فردا به کافه محبوبم برم زندگی اینجوریه الان برام.