- 03:22 1405/4/15
- میسو
نمیدونم چرا در از ذهنم پاک نمیشه. این سه سالگی عجیب. ممکنه حتی منو نشناسه. مردی که چنگ میزنه شاید هم یه تار گلهیستیت تار.
اگر منو به شکل هارمونیکا تصور کنه چی؟
به این فکر میکنم که براش نامه بنویسم.
برای د عزیز. برای دست هایش گیر کرده در گلویم.
برای وقتی که حالم را میپرسد.
برای وقتی که در آغوشش در تاریکی به ماهتاب نگاه میکنم.
برای وقتی که راز هایش را میگوید.
د عزیزم
نمیدانم در کجای زندگی جا ماندهام. امیدوارم مرا به خاطر بیاوری.