- 22:22 1405/4/23
- میسو
با موهای خیس میخوابید. شاید او می آمد و خواب موهایش را خشک میکرد. موسیقی پرواز میکرد. زن میخواست کرم شب تاب باشد و بچرخد از آوازش مرد بیدار شود و پنجره اتاقش را باز کند.
مرد گم شده بود. کاپیتان نمیدانست کجاست. پنجره زیردریایی را محو گرفته بود. موهای زن خیس بود.
صبح بیدار شد. موهایش بوی دریا میداد.
خام و مخدوش از تصور آنی.