- 18:26 1405/4/3
- میسو
دری در جهان نیست که مرا به شگفتی ببرد. به قطاری مرموز و رویایی. در های جهان نحو شدهاند. همه چیز خاموش شده. من اینجایم. در باجه تلفن. منتظر تلفنم. منتظر برگشتن به زندگی. کل شهر خاموش است. تلفن زنگ نمیزند. گریه میکنم. تاریکی به تنم راه مییابد. تمام تنم سیاه میشود. دری در جهان نیست جز در باجه تلفن. سلانه سلانه به سمت خانه میرود. خان مرده. مادرم مرده. تنها در جهان در باجه تلفن است.