لیلیت

لیلیت

بقیه وبلاگ هامو هم بخونید.

شعر هایی که پیدا شد

  • 21:51 1405/2/31
  • میسو

 

می‌دانم که نباید این‌همه شعر بنویسم

و سپاب

اما یک جور سرگرمی است 

که به شکل شگفت انگیزی 

برایم درآمد هم دارد.

در این خانه‌ی بزرگ با دو گربه ، تنها زن کی می‌کنم.

طبیعی است که در این سن به فکر بیفتم که 

یکی از همین شب‌ها

بعد از نوشتن ده دوازده تا شعر می‌میرم و خنده دار است 

پیش از اینکه به تخت خواب بردم

شعرها را مرتب و منظم می‌گذارم وسط میز

که وقتی بوی تعفن بلند شد 

و صدای همسایه ها درآمد

یا اگر دوست دخترم تماس گرفت 

و تلفنش را جواب ندادم

این شعرها را پیدا کنند.

نه برای اینکه کردنم غم‌انگیز با بااهمیت باشد.

(آن موقع از اینجا رفته ام.)

اما شعر به آنها 

(آن منتقدین غرغرو)

میفهماند

که من تا آخر عمر خوب بودم 

یا شاید حتی بهتر.

 

چارلز بوکوفسکی